• شاید موضوعی را که میخوام با شما در میان بگذارم, برای ذهن شما هم سوال بر انگیز باشه و اما آن موضوع که چرا در دنیای فانی ما , همه چیز بصورت زوج آفریده شده , مانند شب و روز-سیاه و سپید-زشت و زیبا-بد و خوب و ... چیزهایی دیگر مانند این موارد. اما موضوعاتی هم هستند که گاهی خوب میشوند و گاهی , متاسفانه چندان خوشایند نیستند . دقت کردین مثلا پشت در اتاق عمل بیمارستانها , وقتی منتظر زایمان مادر و به دنیا آمدن بچه ای هستیم چقدر دنیا امیدوار کننده و زیباست و زمانیکه پشت همان درب , منتظر خروج پزشکی هستیم که درمان گر درد عزیزی از ماست , دنیایی از تصورات نا مربوط و نا خوشایند به سراغ مان میایند . این چه حکمتی دارد که هیچ چیز مطلق نیست و گاهی از این سو است و گاهی از آن سوی , به غیر از خالق و آفریننده ی کل عالم , که غیر اوهیچ مطلق و یگانه ای وجود ندارد . ولی بیخیال از کنار این همه عظمت براحتی و بدون کمترین توجهی , عبور میکنیم بی آنکه بفمیم هدف از فرآیند آفرینش چیست و به نظر من این مفهوم از جایی منشا میگیرد که همان ایمان قلبی ما انسان ها به مهربانی و جلال و جبروت و رحمانیت خداوند یکتاست , خدای مهربانی که بهترین های عالم خلقت را مانند اولیای الهی و انبیا, به همان صورتی خلق کرده که بدترین های نوع بشر را نیز به همان شکل آفریده است . ولی با توجه به امکانی که به بشر عطا فرموده , یکی با اختیار خود به مراتب شکوفایی و رستگاری میرسد و دیگری باز با نوع انتخاب خود , به جایی میرسد که گفتن آنهم سخت و ناگوار است . انسانها همه با هم برابرند و بر اساس انتخابشان و خواستشان , یا خوب میشوند و یا غیر خوب , درست مانند کد نویسی زبان کامپیوتر که یا صفر است و یا یک , البته گاهی برای دل خودمون هم که شده تعبیر بینابینی را هم بیان می کنیم , که میانه است ولی خوب میدانیم که حرف اول و آخر را نیت دل مان بیان میکند . حال انتخاب کنیم که چگونه باشیم , بد یا خوب!