چرا باور پذیری مهم است؟

یکی از روش هایی که برای اقناع و هدایت افکار عمومی ، از طرف دستگاه های تبلیغی و رسانه های جمعی دارای اهمیت ویژه و ارزشی افزوده است ، موضوع پذیرش مشروع ارتباطی و به تعبیری همان هم ذات پنداری مخاطبین و یا کاربران با رسانه است . زمانی که افراد مثلا مقابل دوربین در تلویزیون و یا همان چهره های آشنایی که بنام مجری میشناسیم ، در موضوعی خاص مانند شادی عمومی و اجتماعی ، شخصی شناخته شده و مقبول و پذیرفته شده از طرف مردم می دانیم و یا مثلا مجریان و کارشناسان ورزشی که همه جا اورا به عنوان چهره ای ورزشی و آگاه در رشته ای خاص میشناسیم ، اگر خواهان این موضوع هستیم که همچنان مردم با او در موضوعی مد نظر همراه باشند و به تعبیری حرف او را پذیرا بوده و به آن موضوع و حرف مجری اعتماد کنند، باید در همان قالب مورد پذیرش مردم از او انجام وظیفه بخواهیم . روزگاری برخی دوستان تصمیم گیرنده در تلویزیون که قابی آشنا برای همه ماست و ملاک رسانه ای را حداقل در ایران با معیار های او قیاس میکنیم ، و به عنوان رسانه معیار او را ارزیابی میکنیم، معتقد بودند که مجری به عنوان هنرمندی بازیگر باید توانایی داشتن ابعادی مختلف از جمیع اضداد را در خود داشته باشد که مثلا اگر روزی در برنامه ای شاد او را بکار گرفتیم ، در برنامه ای فرضا مذهبی و یا سیاسی و حتی اقتصادی هم بتوانیم او را بکار بگیریم و این توانمندی را داشته باشد که باور همگان را برای پذیرفتن این شخصیت چندگانه داشته باشند. اما این باوری نادرست است، چرا که مجری ورزشی با تمام توانمندی ها و استعداد های ذاتی و اکتسابی اش فردی است که مردم فقط و فقط او را با این توانایی میخواهند و باور کرده اند و پذیرفته اند . روزگاری همکاران ارزشمند من در رسانه ، صبح برنامه ای صبح گاهی و اجتماعی در رادیو را اجرا میکردند و بعد از ظهر برنامه کودک و احیانا شبانگاه برنامه ای اقتصادی و ... این جمع اضداد در واقع بی احترامی به قوه درک و شعور مخاطب می باشد . برای همین هم هست که مجری و کارشناس مجرب و تحصیلکرده و به زبان خودمانی فرهیخته ، هیچگاه و در اوج نیازمندی مالی اش ، حاضر نميشد و نميشود که هر پیشنهادی را برای همکاری قبول کند و اصطلاحا گزیده کار هستند . این کم کاری حرفه ای ، احترام به جایگاهی است که او سال ها برای کسب این جایگاه در نظر بالاترین جایگاه ارزشی و اعتباری که در کار رسانه باید به آن نظر داشت ، یعنی مردم و افکار عمومی آنها، این کار را انجام میدهد و نه از روی غرور و نخوت حرفه ای ، به هرحال اگر در کار رسانه ، اعتبار سازی را بواسطه فردی نامدار و چهره ای معروف دنبال میکنیم ، باید در حفظ و نگهداشت آن کوشا باشیم و بدانیم که همواره ارزش قسم خوردن به فلان شخصیت دینی و والا مقام را نباید بادم خروس به سخره گرفت و هردو وانه نباشیم در قاب رسانه .

بد یا خوب ، کدام؟

  • شاید موضوعی را که میخوام با شما در میان بگذارم, برای ذهن شما هم سوال بر انگیز باشه و اما آن موضوع که چرا در دنیای فانی ما , همه چیز بصورت زوج آفریده شده , مانند شب و روز-سیاه و سپید-زشت و زیبا-بد و خوب و ... چیزهایی دیگر مانند این موارد. اما موضوعاتی هم هستند که گاهی خوب میشوند و گاهی , متاسفانه چندان خوشایند نیستند . دقت کردین مثلا پشت در اتاق عمل بیمارستانها , وقتی منتظر زایمان مادر و به دنیا آمدن بچه ای هستیم چقدر دنیا امیدوار کننده و زیباست و زمانیکه پشت همان درب , منتظر خروج پزشکی هستیم که درمان گر درد عزیزی از ماست , دنیایی از تصورات نا مربوط و نا خوشایند به سراغ مان میایند . این چه حکمتی دارد که هیچ چیز مطلق نیست و گاهی از این سو است و گاهی از آن سوی , به غیر از خالق و آفریننده ی کل عالم , که غیر اوهیچ مطلق و یگانه ای وجود ندارد . ولی بیخیال از کنار این همه عظمت براحتی و بدون کمترین توجهی , عبور میکنیم بی آنکه بفمیم هدف از فرآیند آفرینش چیست و به نظر من این مفهوم از جایی منشا میگیرد که همان ایمان قلبی ما انسان ها به مهربانی و جلال و جبروت و رحمانیت خداوند یکتاست , خدای مهربانی که بهترین های عالم خلقت را مانند اولیای الهی و انبیا, به همان صورتی خلق کرده که بدترین های نوع بشر را نیز به همان شکل آفریده است . ولی با توجه به امکانی که به بشر عطا فرموده , یکی با اختیار خود به مراتب شکوفایی و رستگاری میرسد و دیگری باز با نوع انتخاب خود , به جایی میرسد که گفتن آنهم سخت و ناگوار است . انسانها همه با هم برابرند و بر اساس انتخابشان و خواستشان , یا خوب میشوند و یا غیر خوب , درست مانند کد نویسی زبان کامپیوتر که یا صفر است و یا یک , البته گاهی برای دل خودمون هم که شده تعبیر بینابینی را هم بیان می کنیم , که میانه است ولی خوب میدانیم که حرف اول و آخر را نیت دل مان بیان میکند . حال انتخاب کنیم که چگونه باشیم , بد یا خوب!